خوش آمدید کاربر مهمان - ورود به سایت!

ماجرای کشف شدن قدرت های ماورایی من

اینستاگرام علی لند
انجمن های گفتگوی متافیزیک
کانال تلگرام علی لند

(خاطره ماورایی ارسال شده به علی لند توسط: محمد حسین)

سلام.

ماجرا از چهار سالگی من شروع شد من از یه چیزی ترسیدم احساس میکردم که یه روح که به هر شکلی میتونه در بیاد شبا تو اتاقم میاد تا بعضی اوقات احساس میکردم شخصی که در کنارمه رفتارش عوض شده یا خودش نیست بعد از چند سال کلاس دوم یعنی تو اینترنت به کمک مادرم چرا از تاریکی میترسم یکی از دلایل این بود که شما مدیوم هستید من نمیدونستم مدیوم چیه ولی همیشه احساس میکردم زمانی که سوالی دارم یکی همش تو گوشم زمزمه میکنه و تنها چیزی که متوجه میشدم اسم خودم بود و یا یکی انگاری هی از کنارم رد میشد تو تاریکی مطلق یه نور سفید میدیدم ماجرای کلاس سوم من این بود که وسطای زمستون بود که یه روز داشتم چراغ قوه رو میزم شارژ که یهو یه برق گرفتگی شدیدی داشتم که من رو به سمت دیوار پرت کرد ولی اسیبی ندیدم استفاده ی من از قدرتی که به من با برق گرفتی داده شده بود.

شاید فکر کنید که زیاد فیلم تخیلی میبینم ولی واقعا تا رفتن دستم رو سیم پیچ هم اسیب ندیدم روز بعد از برق گرفتی چراغ قوه به مدرسه رفتم و متوجه شدم به هرکی دست میزنم برقش میگیره تا دو روز دیگه کسی برقش نگرفت بعد که به خونه اومدم به مامانم گفتم به هرکی دست زدم برق گرفته البته برق در حدی نبود که به اونها اسیبی بزنه مامانم گفت من هم اگر به کسی دست میزدم برقش میگرفت من به مامانم شباهت خیلی زیادی دارم اما پسرم خلاصه ماجرای برق گرفتگی سیم پیچ که بالا گفتم اتفاق افتاد و من هیچی نشد البته صداش رو هم در نیوردم و دیگه تا کلاس چهار هم هم هیچ اتفاقی برای من بجز اینکه به ما گفته شد اهن ربا رو به میخ رو به اهن ربا بکشیم که همین کار در ادامه باعث شد که قدت برق رو در خودم کشف کنم.

من در کلاس پنجم با دیدن یک فیلم تله کینزی به متافیزیک علاقه مند شدم متوجه شدم مدیوم هستم و یک شفا دهنده با مدیتیشن ساده تمام چاکراهام باز شد به نیروی چی مسلط شدم و برون فکنی کردم و یه بار به عالم معنوی رفتم که واقعا لذت بخش بود در حال حاضر تست دادم و متوجه شدم یازده قدرت ماورایی دارم البته بخشیش یازده تا هست متوجه شدم همیشه ناخوداگاه رو به شمال میخوابم یعنی موقع خواب به شمال خم میشم الانم که خدایا شکر تو کلاس پنجم کرونا اومد مدرسه تعطیل شد خلاصه از سر بیکاری توی قرنطینه میخ رو خواستم مغناطیسی کنم و اهن ربا به دست هم کشیده میشد بعد که از خونه بیرون رفتیم انگار انگشتم به سمت تابلو برق کشیده میشد و موقعی که خونه اومدم به سمت تابلو فیوز که رفتم انگار جرقه خورد و دستم به سمت اون کشیده میشد بعد متوجه شدم که الکترو مغناطیس رو حس میکنم حتی امواج بلوتوث رو قدرت اینکه اگه به کسی دست میزنم برق میگره برگشت از باطری و لامپ ها تونستم برق بگیرم و انگار یکی تو ذهنم هی میگه تو این قدرت رو توی رگ هات داری و باهاش دنیا رو عوض میکنی متوجه شدم برق پیریز اصلا روم اثر نداره.

۳ ۲ رای
امتیاز به مطلب

راستی پیشنهاد میکنیم برای اطلاع لحظه ای از جدیدترین مقالات, پیشنهادات و به روز رسانی های سایت در کانال تلگرام علی لند (فقط اطلاع رسانی) عضو شوید!

خبر خوب:
علی لند اخیرا بخشی تحت عنوان خاطرات ماورایی کاربران راه اندازی کرده است که در آن کاربران میتوانند خاطرات سایرین را خوانده و بدون عضویت خاطرات خود را نیز ارسال کنند! هر ماه به 5 نفر از کسانی که خاطرات ماورایی خود را ارسال میکنند به قید قرعه “پکیج ابر بمب متافیزیک” را به عنوان هدیه ارسال خواهد شد!

مطالب مرتبط

مشترک شدن در کامنت های این مطلب
من را مطلع کن از:
guest
30 کامنت
قدیمی ترین
تازه ترین بیشترین رای داده شده
فیدبک های داخلی
مشاهده همه کامنت ها
فهرست
error: !خطا: محتوا محافظت شده است