ماجرای عجیب خارج شدن روح از بدنم و قدرت های ماورایی من

(خاطره ماورایی ارسال شده به علی لند توسط: علیرضا)

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام آقای بیک میرزایی ممنون بابت مطالب مفیدی که تو سایت قرار دادید. من حدود یک سال پیش بود که تمرین مدیتیشن عمیق مانترا اوم انجام دادم و هنگام مدیتیشن نور بنفش چاکرا ششم و هفتم خودم میدیدم که پشت پلک ظاهر میشد و این نور بنفش به خاطر مالش بین دو ابرو با انگشت اشاره هر روز انجام میدادم و چشم سوم من مور مور میشد و بعد از اینکه تمرین مدیتیشن تمام میشد وحتی بعضی اوقات که در حال قدم زدن بودم نیرو ولتاژ مانند برقی در دست هام و پاهایم و در سرم ایجاد میشد و لرزش شدید را در بدن من ایجاد میکرد وحتی یادم میاد اون لحظه همه چیز رو فراموش میکردم و همه چیز سیاه و در بعد زمان قرار داشتم و گذر زمان و کلا امور دنیا را یکدفعه فراموش میکردم و مغز من اون لحظه ریست میشد وحتی وقتی روی صندلی نشسته بودم که یک دفعه دوباره اون حالت برام به وجود آمدو یک ثانیه یا کمتر از یک ثانیه بود که سریع یک موجود قرمز رنگ و پولکی شبیه انسان دیدم و این نیرو کندالینی جوری هستش که شبیه به زلزله از پایین شروع میشد به بالا یعنی سرم چاکرا ششم خطم میشد و حتی چهره ها ی زن و مردی که اصلا ندیده بودم پشت چشم من ظار میشد البته یک ثانیه وحتی اشکال رنگی و سفیددر فضا خانه ایجاد میشد وحتی یادم میاد خاب شیطان ملعون را هم دیدم و حتی موجودات ماورایی را نیز در خواب میدیدم و حتی تا حدودی نور وهاله چاکرا دست خودم را نیز دیدم حتی فقط یکبار خروج روح کردم درحد سی اینچ از جسم که خیلی ترسیده بودم و یادمه داد فریاد میکردم ولی روح به جسم بر نمیکشت و با صدای مادرم روح به جسم برگشت. اینم از خاطره من در رابطه با کندالینی و چشم سوم  و خروج روح از بدن من…

مطالب مرتبط

مشترک شدن در کامنت های این مطلب
من را مطلع کن از:
guest
16 کامنت
قدیمی ترین
تازه ترین بیشترین رای داده شده
فیدبک های داخلی
مشاهده همه کامنت ها
فهرست
error: !خطا: محتوا محافظت شده است