امام خامنه ای
پکیج کامل آموزش نیروی چی علی لند
دوره های آموزش متافیزیک علی لند

ماجرای عجیب خارج شدن روح از بدنم و قدرت های ماورایی من

اینستاگرام علی لند
انجمن های گفتگوی متافیزیک
کانال تلگرام علی لند

(خاطره ماورایی ارسال شده به علی لند توسط: علیرضا)

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام آقای بیک میرزایی ممنون بابت مطالب مفیدی که تو سایت قرار دادید. من حدود یک سال پیش بود که تمرین مدیتیشن عمیق مانترا اوم انجام دادم و هنگام مدیتیشن نور بنفش چاکرا ششم و هفتم خودم میدیدم که پشت پلک ظاهر میشد و این نور بنفش به خاطر مالش بین دو ابرو با انگشت اشاره هر روز انجام میدادم و چشم سوم من مور مور میشد و بعد از اینکه تمرین مدیتیشن تمام میشد وحتی بعضی اوقات که در حال قدم زدن بودم نیرو ولتاژ مانند برقی در دست هام و پاهایم و در سرم ایجاد میشد و لرزش شدید را در بدن من ایجاد میکرد وحتی یادم میاد اون لحظه همه چیز رو فراموش میکردم و همه چیز سیاه و در بعد زمان قرار داشتم و گذر زمان و کلا امور دنیا را یکدفعه فراموش میکردم و مغز من اون لحظه ریست میشد وحتی وقتی روی صندلی نشسته بودم که یک دفعه دوباره اون حالت برام به وجود آمدو یک ثانیه یا کمتر از یک ثانیه بود که سریع یک موجود قرمز رنگ و پولکی شبیه انسان دیدم و این نیرو کندالینی جوری هستش که شبیه به زلزله از پایین شروع میشد به بالا یعنی سرم چاکرا ششم خطم میشد و حتی چهره ها ی زن و مردی که اصلا ندیده بودم پشت چشم من ظار میشد البته یک ثانیه وحتی اشکال رنگی و سفیددر فضا خانه ایجاد میشد وحتی یادم میاد خاب شیطان ملعون را هم دیدم و حتی موجودات ماورایی را نیز در خواب میدیدم و حتی تا حدودی نور وهاله چاکرا دست خودم را نیز دیدم حتی فقط یکبار خروج روح کردم درحد سی اینچ از جسم که خیلی ترسیده بودم و یادمه داد فریاد میکردم ولی روح به جسم بر نمیکشت و با صدای مادرم روح به جسم برگشت. اینم از خاطره من در رابطه با کندالینی و چشم سوم  و خروج روح از بدن من…

راستی پیشنهاد میکنیم برای اطلاع لحظه ای از جدیدترین مقالات, پیشنهادات و به روز رسانی های سایت در کانال تلگرام علی لند (فقط اطلاع رسانی) عضو شوید!

خبر خوب:
علی لند اخیرا بخشی تحت عنوان خاطرات ماورایی کاربران راه اندازی کرده است که در آن کاربران میتوانند خاطرات سایرین را خوانده و بدون عضویت خاطرات خود را نیز ارسال کنند! هر ماه به 5 نفر از کسانی که خاطرات ماورایی خود را ارسال میکنند به قید قرعه “پکیج ابر بمب متافیزیک” را به عنوان هدیه ارسال خواهد شد!

مطالب مرتبط

۱۳ دیدگاه. ترک جدید

  • سلام من خیلی خیلی به این چیزا علاقه دارم وباورشون دارم میخوام که بیشتر درباره شون بدونم
    راستی ادامه آموزش تله کینزی رو هم بزارین ممنون

    پاسخ
  • سلام شما که به این چیزا اعتقاد نداری پس چطوری برون فکنی کردی

    پاسخ
    • دوست عزیز این خاطره به ما توسط کاربرا ارسال شده! چرا یکم دقت نمیکنین؟ بخدا خرج نداره هیچ هوشتونم بالا میبره! ضمنا برون فکنی عملیات ذهنیه و کاری هم نداریم کاربرا چه خاطراتی میفرستن.

      پاسخ
  • یعنی چی خواب شیطانو دیده 😵

    پاسخ
  • فقط اون قسمتشو متوجه نشدم وقتی چشماتو میبندی حاله رنگی میبنی من چشمامو میبندم هر رنگی میخوام میبینم خخ، راستی دروغ های قشنگ بد نیستن ولی من دوست دارم که باور کنم

    پاسخ
  • اینجاست که شاعر میگه خواب دیدی خیره -_-

    پاسخ
  • خیلی جالبه منم این تجربه ها رو داشتم
    با تمرین باز کردن چشم سوم
    توی خواب شیطانو میدیدم و مجبورم میکرد که دکمه عبادت شیطان رو بزنم…چند شب پشت سر هم
    و وقتی هم بیدار شدم یه چیز سایه مانند به رنگ سیاه ازم خارج شد و کم کم ب سمت پنجره رفت و محو شد…و توی خواب هم بدنم سر میشد به سمت قلبم…خیلی حس وحشتناکی بود،دیگ چاکرا چشم سوم رو بستم تو ذهنم و همه چیز عادی شد
    میخوام چاکرای چشم سومم رو بازم باز کنم ولی چجوری میتونم به روش درست انجامش بدم ک شیطان وارد نشه و فقط چیزایی با انرژی مثبت باشن
    ممنون میشم راهنمایی کنید

    پاسخ
  • سلام خدمت همه ی دوستان عزیز استاد جان شما میگید که عمل برونفکنی یک عملیات کاملا ذهنیه ولی من اینطور فکر نمیکنم چون من خودم بیشتر از شش ماهه که تمرینات مربوط به برونفکنی رو انجام میدم و چندین بار هم به طور ناقص برونفکنی کردم اما دو ماهی میشه که دیگه خیلی راحت برونفکنی میکنم و لذت میبرم اوایل که از جسمم جدا میشدم همه جا رو تار میدیدم ولی بعد ها با مدیتیشن و بالا بردن سطح انرژیم نه تنها تاری دیدم کاملا بر طرف شده بلکه خیلی شفاف تر و بهتر از دنیای بیداری اطرافم رو میبینم استاد خواستم بگم که برونفکنی واقعا تو دنیای واقعی اتفاق میفته و چیز ذهنی نیست چون من تو یکی از تجربه هام بعد از خروج از جسمم وقتی که یکم به ثبات رسیدم شاهد اتفاقاتی بودم که بعد از بیدار شدنم فهمیدم که تمام اتفاقات افتاده من یک بار توی حالت برونفکنی به یکی از عمو هام فکر کردم و در یک لحضه خودم رو کنار عموم دیدم و دیدم که با پسر عموم در حال بحث کردن هستند وقتی که بیدار شدم پیش خودم گفتم خب شاید اشتباه ذهنی بوده و واقعی نبوده اما نیم ساعت بعد از بیدار شدنم دیدم پسر عموم بهم زنگ زد و گفت کجایی بیا دنبالم با بابام بحثم شده اصلا حوصله ندارم و من از حرفاش کاملا میخکوب شده بودم و اینکه توی برونفکنی اصلا نمیشه توی زندگی کسی سرک کشید چون اگه با این نیت بخوایم وارد خونه ی کسی بشیم یا سریعا به جسممون برمیگردیم و بیدار میشیم یا اینکه کلا وارد فضای خواب میشیم در واقع اون یک باری هم که من از دعوای عموم با پسر عموم مطلع شدم اصلا نیتم سرک کشیدن توی زندگیشون نبود بلکه من فقط داشتم از کارهایی که تو اون حالت میتونستم انجام بدم استفاده میکردم و بدون نیت قبلی به عموم فکر کردم واسه همینم بود که تجربه ی من واقعی بود نه ذهنی

    پاسخ
    • سلام ممنون بابت نظرتون. دوست عزیز اتفاقی که براتون افتاده ناشی از دریافت ارتعاشات محیطی و تصویرسازی ذهنی این ارتعاشات توسط ذهنتون بوده. ذهن قدرتمندی دارین.

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
error: !خطا: محتوا محافظت شده است