امام خامنه ای
پکیج کامل آموزش نیروی چی علی لند
پکیج آموزشی ابر استاد متافیزیک علی لند

خاطره ماورایی جابجا شدن من و دوستم!

اینستاگرام علی لند
انجمن های گفتگوی متافیزیک
کانال تلگرام علی لند

(خاطره ماورایی ارسال شده به علی لند توسط: بهناز محمدیان)

روزی با دوستم به خرید رفته بودیم یادمه تو خیابون ستارخان چند تا لوازم خونگی فروشی خوب بود که داشتیم‌یکی یکی ازشون بازدید می کردیم رسیدیم به مغازه ای که برای ورود چندتا پله به بالا میخورد حدودا چهار پله داشت وارد شدیم اجناس رو نگاه کردیم یه ست کتری قوری نظرمو جلب کرد ولی چون اطمینان نداشتم از خریدش به دوستم اشاره کردم که مغازه رو ترک کنیم در حین بیرون اومدن از درب مغازه که میخواستیم پله ها و بیایم پایین تصمیم گرفتم برگردم داخل مغازه و اون کتری قوری رو بخرم ولی به طرز غیر قابل باوری من و دوستم اونطرف خیابون تقریبا پنجاه قدم پایینتر از مغازه خودمونو پیدا کردیم نمیدونستیم چی شده برو بر بهم نگاه میکردیم توان حرف زدن نداشتم اونم همینطور انگشتمو به طرف دوستم گرفتم و گفتم تو از خیابون رد شدی؟ اونم همین سوالو از من پرسید ما تقریبا نیم ساعت اونجا خشکمون زده بود … هیچوقت نفهمیدم اون روز چه اتفاقی افتاد فقط میدونم که من و دوستم باهم در مکان کوتاهی جابجا شده بودیم.

مطالب مرتبط

۸ دیدگاه. ترک جدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
error: !خطا: محتوا محافظت شده است